تبليغاتX
سایبان تنهای

آلرژی مسئولین شهر به حرف الفبا ...(ن)...(ب)

 

ن : نداریم ٬ نمی خواهیم ٬ نمی شه ٬ نه ٬ نمی توانیم ٬ نیامده ٬ نیست و  ...                                 

ب : بعدی ٬ برو ٬ بیار ٬ بریز ٬ بشین ٬ بدو ٬ بده ٬ ببین ٬ بگو  و ...

 

 

با یک حساب سر انگشتی بی دردسر می توان به نتیجه ی کاملاً یک طرف رسید ... فعل نخواستن ! فعلی که این روزها به راحتی آب خوردن خرج می شود...! فعلی که در گذشت زمان کم که چه باید عرض کرد رواج و رونق بسیار پیدا کرده و راه حلی برای رفع مسولیت و تکلیف از دوستان خوبمان در ادارات اورگانها و غیره شده ... به واقع راه درمان کجاست !؟ مقابله ٬ تغییرات ٬ یا بی تفاوتی ...  که به نظر می رسد در حال حاضر با وجود مشغلهای کاری و فکری ٬ همشهریان راه درمان چنین معضلی را بی خیالی و بی تفاوتی تعیین کرده و به قولی می سازند و می سورند ... آری باور بفرماید چاره ی دیگری نیست ٬ شاید به امید آینده اند شاید ...

نتیجه گیری : این است خدمت به خلق خدا ... و بر طرف نمودن مشکلات و معضلاتی که نیاز مردمیست ... !


+ نوشته شده در پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 19:3
توسط اردلان کبیری موضوع: دست نوشته های اردلان|

محرمهایمان شده عرصه خود نمایی ... !؟

 

 

چشمهایمان را بر هم زدیم و به همین سادگی کلام آماد محرمی دیگر...غافل از اینکه چند وقت پیش بود که با محرم ۸۶ وداع کرده و با خود عهد بستیم که تا محرم سال دیگر بر آنچه مولایمان با حماسه خویش از امتش خواستار بود نزدیک و نزدیکتر شویم ! افسوس که بر عهد خود وفادار نبودیم و همان هستیم که هستیم ٬ پشیمان ٬ نادم و سر شکسته تر از همیشه ! فقط تنها چیزی که گویا خارج از آن عهد و پیمان هر سال نسبت به سال پیش برایمان یا بهتر گویم جوانانمان حساس تر و مهم تر شده این است ٬ که...! امسال دیگر به چه نوعی خود را در مراسم حسین (ع) تک جلوه قرار داده و بر آنچه هستیم به عزادارانش تفکیم کنیم ! به خدا شرم دارم بر گفته های خویش ولی در نوع خود جالب اینجاست که باز هم با تفاسیر ممکن هر ساله شیوه های جدیدتری از سوی همین قشر افراد ابدا و آماده ارائه می شود...شیوه هایی که به واقع نمی توان به عنوان یک جوان شعیه دوازده امامی و سرشار از ادا در این زمینه به معانی و مفاهیم بسیار محرم خود را نزدیک دید...! بلکه باید در این مسیرهای واحی و مدرنٍ خارج از تعاریف ممکن چیزی جز حسین (ع) و یارانش جستجو کرد... ! چیزی که شاید راه برگشت را برایمان سخت یا نا ممکن کند .

لبیک یا حسین ... لبیک


+ نوشته شده در جمعه ششم دی 1387ساعت 17:27
توسط اردلان کبیری موضوع: دست نوشته های اردلان|

داستان نداشتن چیزی که به واقع همواره برای جوانانمان حسرت به همراه دارد..!

 

 

به صورت کاملاْ گفتاری به دیده نوشته ... 

دیروز بعد از چند سال تفریحی با چندتن از بچه ها رفتیم کاشان برا یکسری خرید و گشت و گذار ... وای چقدر کاشان پیشرفت کرده بود !! به چند تا از مجتمع تجارهای باحالش سر زدیم و خرید های مورد نظر رو انجام دادیم ٬ یه چند ساعتی اضاف داشتیم ٬ تو همین هولووالا بودیم که یکی از بچه ها نطز خوبی داد گفت : این چند ساعت اضافی رو بریم سینما می گن فیلماش جدید و خیلی قشنگٍ که بلافاصله با استقبال جمع مواجه شد!! قدم زنان به سمت سینما حرکت کردیم ٬ خدایش چه سینمای بزرگ و با کلاسی بود ... سه تا فیلم اکران شده بود که با نطر دسته جمعی فیلم دعوت ساخته ی ابراهیم حاتمی کیا رو انتخاب کردیم ٬ بعد از تهیه بلیط رفتیم داخل که از شانس خوب ما اول سانس بود ٬ گروهی وارده سالنِ ۳ شدیم ... چه جو باحالی بود پسر ! با چند چرخش کوتاه شماره صندلی ها رو پیدا کردیم و به ترتیب همه سر جاهای تعیین شده نشستیم ... در اول صدای هم همه های زیادی شنیده می شد که با شروع فیلم سکوت محض بر سالن حاکم شد ... آنقدر محو فیلم و حال و هوای سالن شده بودم که ناگهان متوجه تیتراژ پایانی قرار گرفتم ... تمام جمعیت با کنترل و نظم خاصی به بیرون هدایت شدیم ٬ تا چند دقیقه بعد از ترک محل هنوز صحبت رفتن به سینما ٬ فیلم ٬ و بازیگران سوژه اصلی بچه ها قرار گرفته بود ... می توان گفت به همگی خوش گذشت و همه از رفتن به سینما و گذاراندن این چند ساعت لذت برده و کاملاْ راضی بودیم ... چند متری که پیاده طی کردیم با گرفتن تاکسی به فلکه اکسپرت رسیدیم ... و با دوستان خط ویژه نطنز به شهر برگشتیم ./

نتیجه گیری : سال های سال است که حسرت داشتن چیزی را به دلهایمان داریم که علاقمندان فراوانی را در سطح شهر داراست . آری سینما ...

رونوشت شخصی : مسئولین عزیز به خدا داشتن چنین امکاناتی کم و محدود خواسته ی زیادی از شماها نیست چرا که در قرن ۲۱ قرار داریم و متاسفانه هنوز که هنوزه شما در ما قبل تاریخ ...!  


+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 15:55
توسط اردلان کبیری موضوع: دست نوشته های اردلان|

سید محمد طباطبایی عزیز ... خسته نباشید  

 

 

در اولین دست نوشته بر خود واجب دانستم که بعد از چندین سال رفاقت صمیمانه و برادرانی که با جنابعالی داشتم به پاس تمامی زحمات ها و حمایت های بی دریغتان ٬ بسیار و خالصانه تشکر و قدر دانی کنم و خداوند را شاکر باشم که به این بنده حقیر افتخار آشنایی با فردی مومن ٬ متعهد ٬  بسیجی  و به زبان عامیانه با مرام و معرفت عطا نمود ... امیدوارم درسایه ی مولا علی (ع) همیشه توفیق خدمتگذاری به این کشو رو مملکت را داشته باشید ...

                                                             برادر کوچیکتر و دوستدار همیشگی شما اردلان کبیری   


+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم آذر 1387ساعت 20:30
توسط اردلان کبیری موضوع: دست نوشته های اردلان|

natanz-0

اردلان کبیری

<-



BlogId->

http://natanz-0.blogfa.com

سایبان تنهای

سایبان تنهای

سایبان تنهای

سلام

اردلان کبیری هستم دانشجوی رشته کامیپوتر دانشگاه آزاد کاشان

پلهای ارتباطی ...

Email : ardalan_pz@yahoo.com
Yahoo Id : ardalan_pz

امیدوارم همراه هم باشیم و به شهرمان نطنز کمک کنیم ...

نطنز + آرامش + آب و هوای عالی - بعضی انسانهای نا سالم - چرا ؟ ... دانستانی ها

سایبان تنهای