دانستانی ها
چیزی که در نطنز جوانان را به دو راهی کشانیده ... ۵۰ - ۵۰
باید حق داد ... ولی تا چه اندازه تا چه حد و به چه قیمت ! دوستی های که بعد از گذشت مدت زمان کوتاه تبدیل به شروع زندگی می شود ! به واقع چه هدفی را در خود به همراه دارد ! صرفاْ استارت زندگی به امید خدا همین ! نمی توان این را ملاک قرار داد ! باور بفرماید مبحث دوستی های پاک و سرشار از عشق های آسمانی با زندگی کردن در کنار هم بسیار متفاوت است...در قرن ۲۱ قرار داریم درست ٬ زمانه با گذشته فرق دارد بازهم درست ٬ ولی هر چیز قانون و قواعد خاص خود را طلب می کند ٬ باید زمینه را آماده دید بعد اقدام کرد ! نه این که اقدام کرد و حال به دنبال آماده کردن بستری مناسب بود...که اگر موفق باشیم خود را عامل می دانیم و اگر خدای نکرده ناموفق خدای خود ٬ چرا ؟ پس فرق انسان و حیوانات در چیست ! نه این که در عقل و شور است...پس بی اندیشیم و فکر کنیم چه چیز خوب است و چه چیز بد...در همین شهرمان نطنز شما بفرماید همین طور نیست ؟ به خدا هست عشق های که در خود خدا را بندگی نمی کنند بلکه مشوق خود را می پرستند...من جوان هستم و شور جوانی ٬ دلیل بر این نمی دانم که اشتباهات خود را به این دوره به چسبانم و دیگر هیچ ! در کل گفته هایم حکم بر این دارد : که نباید با گذشته زمان کوتاه و آری از شناخته اگاهانه و کامل ٬ بدون انجام مقدمات اولیه کاری را کرد که نه آینده ... یک عمر حسرت به همراه داشته باشد و در انتهای بن بست ایجاد شده ٬ پله های را پشت سر بگذاریم که با یک امضا ناقابل تمامی آن همه دل بستگی های دوران جوانی و شروع رابطه ای پاک ٬ تعصبی و انتصابی را همراه با یک دنیا خاطرات بر جای مانده به اتمام رسانیم ... |